|
نگارش یافته توسط Administrator
|
|
مجنونم و دلزده از لیلیها خیلی دلم گرفته از خیلیها
گزارش خبرنگار «تابناک»ـ شاید اصلیترین تفاوت یک روزنامه نگار با افراد عادی این باشد که حتی در نیمه شب ـ همان زمان که چشمان دیگران را خواب ربوده و بالشهای نرم، خستگی کار روزانه خیابانهای شهر را میزداید ـ چشمان او خواب آلودگی را تجربه نمیکند و هنوز هشیار و بیدار با بی تفاوتیها دست و پنجه نرم میکند؛ بیتفاوتیهایی که گاه از روی ناآگاهی و گاه آگاهانه، زندگیهایی را به تباهی و نابودی میکشاند و زجرهایی را بر دیگران تحمیل میکند!
بیست و هفتم تیر ماه هم یکی از آن روزهای متفاوت بود. از خیابان طالقانی، تقاطع بهار رد میشدم که دیدن منظرهای برای نخستین بار، همه باورهایم را زیر سوال برد. بیشتر که دقت کردم دیدم حقیقت دارد. خانوادهای ایرانی, همجنس خودمان از همانهایی که خون آریایی در رگ هایشان جاری است. پدر و مادر و نازنینی 9 ساله در فرورفتگی یک شرکت آرمیده بودند. با خودم فکر کردم آیا اینها خوابند یا تمام ما آدمهایی که بر روی تختهای آن چنانی با تشکهای خارجی طبی زیر هوای مطبوع کولرهای گازی مشغول استراحتیم؟
|
|
ادامه مطلب...
|